يکشنبه ٢٥ آذر ١٣٩٧
 


توانخواه موفق مرکز جامع توانبخشی هلال‌احمر:

هلال احمر از گذشته تابحال خدمت بزرگی به مردم ایران کرده است

هادی شعبانی متولد 1361 در تهران، فارغ التحصيل رشته سينما از دانشگاه هنر و هنرآموخته عکاسی در فرانسه، نقاش و مجسمه ساز، بنيانگذار آموزش آکادميک عکاسی به نابينايان و معلولان جسمی حرکتی، مدرس هنر به کودکان در مناطق محروم کشور، مدرس عکاسی و سينما و همچنین ورزشکار حرفه‌ای در رشته دوچرخه سواری و تیراندازی است.

 

هادی شعبانی متولد 1361 در تهران، فارغ التحصيل رشته سينما از دانشگاه هنر و هنرآموخته عکاسی در فرانسه، نقاش و مجسمه ساز، بنيانگذار آموزش آکادميک عکاسی به نابينايان و معلولان جسمی حرکتی، مدرس هنر به کودکان در مناطق محروم کشور، مدرس عکاسی و سينما و همچنین ورزشکار حرفه‌ای در رشته دوچرخه سواری و تیراندازی است. هادی کودکی بیش نبود که در اثر حادثه‌ای دچار معلولیت از ناحیه پای چپ شد؛ ولی از آنجاییکه وی جزء افرادی است که باور دارند، وقتی ذهن هر انسانی حقایقی را به عنوان واقعیت بپذیرد، به این نتیجه خواهد رسید که هرکاری را بخواهد می‌تواند به سرانجام برساند و از پس هر سختی ای بر می آید. به دنبال آرزو‌ها و خواسته‌هایش که همواره در حال بزرگ و بزرگتر شدن است می رود و همچنان باور دارد “خواستن توانستن است”. باید پذیرفت قبول که این واقعیت جسم بیمار را بر فراز موفقیت ها به پرواز در می‌آورد و عدم قبول آن جسم سالم را زمین گیر خواهد کرد.

وی در گفت‌وگویی با روابط عمومی معاونت بهداشت، درمان و توانبخشی هلال احمر، در مورد ماجرای زندگی‌اش چنین می‌گوید: توصیف من از معلولیت این است که ما بخشی از توانایی های خود را از دست می دهیم، ولی می توانیم در مسیر دیگری پیش برویم؛ چراکه ذهن انسان بی نهایت قدرتمند است حتی با از دست دادن اعضای بدن، ذهن انسان سالم می ماند و همه چیز را هدایت می کند؛ قطع عضو از نظر من معلولیت محسوب نمی‌شود. من توانستم از شرایطی بسیار سخت به مرحله ای برسم که بتوانم الگویی برای دیگران باشم؛ چون همیشه زندگی را دوست داشته ام و میخواهم زندگی کنم.

در سن 23 سالگی وارد رشته هنر در دانشگاه شدم. می‌خواستم به عنوان یک هنرمند تحصیلات مرتبط هم داشته باشم و تصمیم گرفتم مهارت هایی که کسب کرده بودم را در دانشگاه به سرانجام برسانم. قبل از ورود به دانشگاه در رشته نقاشی شروع به فعالیت کردم. تابحال 2 نمایشگاه مجسمه سازی، 7 نمایشگاه انفرادی نقاشی، 5 نمایشگاه انفرادی عکس و بیشتر از 30 نمایشگاه گروهی در رشته‌های مختلف داشته ام.

یکی از فعالیت های دایمی من برگزاری کارگاه‌های سبک زندگی و توانمند سازی در رشته های هنری برای معلولان قطع عضو است. اینکه بتوانم در شرایط متفاوت و به روش های مختلف بر روی جوانان همسن خودم که به نحوی با بیکاری، آسیب‌های اجتماعی، مشاغل کاذب و... درگیرند، تاثیر گذار باشم را رسالت خود می‌دانم.

ورزش عضو همیشگی در زندگی من است. محدودیت های جسمی هرگز مانعی برای انجام فعالیت های ورزشی‌ام نبوده است. سال‌هاست طبق برنامه‌ای دقیق و مشخص ورزش می‌کنم. رژیم غذایی ویژه‌ای دارم تا در کنار حفظ سلامت، وزن خود را نیز کنترل کنم. این امر در سلامت و نشاط من بسیار موثر است و مانع از ابتلا به بیماری‌هایی خواهد شد که اغلب افراد قطع عضو به آن مبتلا می شوند. ورزش و تغذیه سالم در کنار هم مرا قادر به انجام ساعت ها کار و فعالیت بدون خستگی کرده است.

پیاده روی مستمر، انجام ورزش‌های مرتبط با آمادگی جسمانی و تناسب اندام از فعالیت های ثابت و همیشگی من است. ورزش تخصصی من دوچرخه سواری است و سال‌هاست که بطور حرفه ای دوچرخه سواری می‌کنم. مکان های مختلف با دوچرخه و پروتزم رکاب زده‌ام و در حال حاضر تنها دوچرخه سوار قطع عضو کشور هستم که با پای مصنوعی رکاب می‌زند.

تصمیم دارم به زودی قسمت های مختلف ایران را با دوچرخه سفر کنم و از زیبایی های کشورم عکاسی کنم. شرکت در رقابت های ورزشی انگیزه من در ورزش نبوده و صرفا به دلیل ارتقای سبک زندگی و سلامتی ورزش می‌کنم. معتقدم ورزش از ابتلا به آسیب های اجتماعی جلوگیری کرده و موجب افزایش شادی و سلامتی می‌شود؛ در حالیکه متاسفانه بسیاری از مردم با وجود سلامت کامل جسمانی ورزش نمی‌کنند.

همچنین در رشته تیر اندازی با تپانچه بادی نیز فعالیت کرده ام و مدتی به طور مرتب و حرفه ای تیراندازی کرده ام. در ابتدا با توجه به این که یک عکاس حرفه ای بودم این رشته را انتخاب کردم؛ چون به دقت و تمرکز من بسیار کمک می‌کرد؛ اما به تدریج تبدیل شد به ورزشی که با علاقه آن را دنبال کردم. گاهی به استخر می‌روم و اخیرا نیز تصمیم گرفته ام تا رشته سنگنوردی و صخره نوردی را آغاز کنم. در این مورد با چندین مربی کارآزموده مشورت کرده ام و در حال تمرین جهت آمادگی جسمانی به این منظور هستم.

مهمترین عامل در زندگی هر فرد امید است. باید بدانیم که حتی با از دست دادن یک عضو، زندگی ادامه دارد. همه ما و مسئولان باید به فکر حفظ کرامت و عزت نفس معلولان باشیم. معلولیت تنها یک تغییر است اما با ایجاد آن سبک زندگی فرد باید متحول شود تا بتواند کیفیت زندگی خود را در حد متعارف حفظ کند.

معتقدم که موفقیت نسبی است؛ من خودم را موفق نمی‌دانم و فقط یک فرد تلاشگر هستم. معتقدم هنوز کاري نا مرسوم، بزرگ يا عجيبی انجام نداده‌ام. اگر گاها مرا به عنوان یک فرد موفق نام می برند به خاطر تفاوت هایی است که با سایر افراد مشابه در جامعه دارم.

بستر خانوادگی در موفقیت، بهبود زندگی و توانبخشی معلولان بسیار موثر است. اینکه خانواده و اطرافیان در لحظه ایجاد بحران چطور رفتار می‌کنند، اهمیت زیادی دارد. معلول باید تحت کنترل خانواده خود باشد و در عین حال لازم است که احساس آزادی و رهایی کند. چراکه ممکن است در صورت وابستگی زیاد به خانواده، اعتماد به نفس خود را برای حضور در جامعه از دست بدهد و من این را مدیون پدر و مادرم هستم.

من از کودکی هلال احمر را دوست داشتم. از کارکنان این مرکز به صورت ویژه تشکر می کنم چون هر باری که به هلال احمر مراجعه کردم مرا با آغوش باز پذیرفتند. اگر هلال احمر در ایران نبود شاید بیش از 80 درصد قطع عضوها مجبور بودند بدون پروتز و با عصا راه بروند. هلال احمر با اختصاص بودجه‌ای برای ساخت پروتزها، هزینه ها را گاها به یک سوم یا یک چهارم می‌رساند و  به جرات می‌گویم که هلال احمر از گذشته تابحال خدمت بزرگی به مردم ایران کرده است.

 

از مسئولان تقاضا دارم تا بستری مناسب برای نخبگان دنیای معلولیت و افراد توانمند معلول فراهم کنند تا آنها بتوانند الگویی برای سایر افراد با شرایط مشابه باشند. این عامل هم منجر به کاهش هزینه ها منجر می‌شود و هم چهره جامعه را زیباتر می کند. به همه معلولان کشورم توصیه می کنم که تلاش کنند تا چهره معلولیت و معلولان را زیباتر کنیم.


٠٩:١١ - شنبه ١٠ شهريور ١٣٩٧    /    عدد : ١٠٩١٠٣    /    تعداد نمایش : 508

برای این خبر نظری ثبت نشده است
نظر شما
نام :
ايميل : 
*نظرات :
متن تصویر را وارد کنید: