هیچگاه نا امید نشدم
محمد تقی همدانی 41 ساله؛ از یکسالگی دچار فلج اطفال شده و از ناحیه پای چپ دچار معلولیت شده است. وی در سال 85 نیز در اثر سانحه تصادف از ناحیه پای راست و دست چپ نیز معلول شد.
به گزارش روابط عمومی معاونت بهداشت، درمان و توانبخشی جمعیت هلال احمر، محمد تقی همدانی که دوبار در زندگی دچار معلولیت شد، ولی هیچگاه دلسرد نشد و همچنان با هنرها و مهارت هایی که دارد سرپرستی خانواده اش را به عهده دارد؛ وی از سال 93 با مراجعه به مرکز جامع توانبخشی از خدمات این مرکز مانند ساخت بریس و کفش طبی بهرهمند میشود.
محمد تقی همدانی در این سال ها با سعی و تلاش فراوان ثابت کرده که ناتوان نبوده بلکه محدودیتی است که اگر فرصت برای او مهیا شود می تواند به صورت فعال در جامعه سهیم باشد. به همین بهانه با این توان خواه گفتوگو کردیم.
مختصری از زندگی خانوادگی خود بگویید؟
تا دوم دبیرستان درس خواندم و چون پدرم کارگر ساده بود و ماهم خانواده پر جمعیتی بودیم کشاورزی میکردم تا کمک خرج خانواده ام باشم. درسن 21سالگی ازدواج کردم که ثمره آن چهار فرزند است.
در مورد فعالیت های خود بگویید؟
با همکاری همسرم شروع به کاشت گل های زینتی کردم، 27 نوع کاکتوس پرورش دادیم و چند سالی به این کار ادامه دادیم که متاسفانه یک شب سرمای پیش از حد آن ها را نابود کرد. بعد از آن در سال 85 بر اثر سانحه تصادف از ناحیه پای راست و دست چپ نیز معلول شدم که اوایل توان هیچ کاری را نداشتم؛ اما امیدم را از دست ندادم. با همسرم نزد استاد فرش بافی رفتیم و این هنر را یاد گرفتیم. مدتی در منزل با پشم طبیعی بدون رنگ فرش می بافتیم؛ تا اینکه صادرات فرش ممنوع شد و حتی درآمدی برای خرید وسایل فرش بافی نداشتیم.
بعد از آن شروع به کار کود برگ گل برای تقویت گل های زینتی کردیم که در استان همدان نمونه شد. چون شهر توسیرکان درخت چنار زیاد دارد برگ ها را جمع میکردیم و به طور خاصی آنرا با خاک کوب؛ خرد میکردیم و داخل پلاستیک می گذاشتیم و می فروختیم. به دلیل اینکه مهر استاندارد نداشتیم و آدرس و نوع کود را روی بسته ها ذکر نمی کردیم و همین باعث شد که این کار را نیز رها کنیم. در خلال این کارها به ساخت گلدان آجر لعابی برای کف کوره و پخت شیرینی مشغول شدم. در حال حاضر گاهی صنایع دستی انجام می دهم و زندگی ما از طریق فروش همین صنایع دستی می گذرد.
چه آرزوها و برنامه های دارید؟
آرزو دارم امکاناتی در اختیارم گذاشته شود تا دوباره هنرهایم را با تجاربی که بهدست آورده ام دنبال کنم و همچنین به داستان نویسی کودک و نوجوان بسیار علاقه دارم و گاهی نویسندگی می کنم. من هیچ وقت نا امید نمی شوم و همیشه در باورم هست که می توانم با یادگیری هنر و کسب مهارت زندگی خود و خانوادم را تامین کنم.
چه انتظاری از مسئولان دارید؟
انتظار من این است که بیشتر به فکر معلولان باشند و امکاناتی در حد مهارت های ما در اختیارمان بگذارند تا بتوانیم رو پای خود بایستیم. در ضمن از هلال احمر و مسئولان آن که در ارائه خدمات توانبخشی به من یاری رسانده اند، تشکر کرده و درخواست می کنم همچنان از ما حمایت کنند.