روهینگیا زیر چتر هلال
آنچه در بنگلادش دیدیم، یک اتفاق عادی نبود تکیه توانبخشی کشور به هلال است زورمان به بیمههای در خدمت توانبخشی نمیرسد شاید یک یا دو مرکز درمانی خارج از کشور تعطیل شود
امیر هاتفینیا| «زنانی را در شوک سر بریدن عزیزانشان دیدم که وضع روحی بسیار بدی داشتند. آسیبپذیرترین آوارگان کودکان، زنان و سالمندان هستند. روهینگیاییها در حسرت غذا و سرپناه به سر میبرند. وضع زندگی آنان بشدت اسفبار است و در کپرهایی با پلاستیک زندگی میکنند. پناهندگان بدون زیرانداز در گلولای روزگار میگذرانند.» وقتی از مرز میانمار و بنگلادش برگشت اینها را گفت. «حسن صفاریه» در قالب تیم ارزیاب ایران به همراه محموله نخست به بنگلادش اعزام شده بود. معاون بهداشت، درمان و توانبخشی هلال در ادامه با «شهروند» همراه شد و از امدادرسانی به آوارگان میانمار، فعالیت مراکز سلامت خارج از کشور و اما و اگرهای حوزه کاریاش گفت.
گفتوگو را با سفر شما به بنگلادش شروع کنیم. این سفر چه دستاوردهایی داشت؟ هلال ایران تا چه میزان توانست موثر واقع شود؟ و اینکه شما بهشخصه چه تجربیاتی از این سفر به دست آوردید؟
این ماموریت با هدف ارزیابی منطقه جهت ارسال کمکهای بهداشتی و درمانی به بنگلادش صورت گرفت. ما به همراه یک محموله به آنجا سفر کردیم. جزو نخستین جمعیتهای ملیای بودیم که در منطقه حضور پیدا کردیم. این سرعت عمل ما مورد توجه هلالاحمر و وزارت بهداشت بنگلادش قرار گرفت. در آنجا ملاقاتی هم با رئیس و دبیرکل هلال این کشور در داکا داشتیم.
نتیجه ارزیابی شما چیست؟
نتیجه این بود که گروه بزرگی از مردم به واسطه معضلات آواره شده و به این سمت مرز آمده بودند. گروههای آسیبپذیر در بحرانها که شامل زنان باردار، افراد مسن و کودکان میشود، تعداد زیادی از مردم را تشکیل میدادند که این مورد اهمیت مسأله را بیشتر میکرد.
ضروریترین نیاز آوارگان شامل چه مواردی میشود؟
دسترسی به آب سالم، سرویس بهداشتی و دفع زبالههای تولیدشده.
در همین سه مورد هلال ایران چه کارهایی انجام داد؟
بعد از گروه ما، تیم دیگری به آنجا رفت و برنامهریزیهای لازم را انجام داد. توزیع آب و موادغذایی صورت گرفت. اقلام حیاتی مثل زیرانداز، چادر، پتو و والور در اختیار آوارگان قرار گرفت. اما اگر بخواهیم با گروه آوارگان علمی برخورد کنیم، باید در ابتدا آنها را در فضای اردوگاهی اسکان دهیم. آوارگان باید در یک فضای مناسب اسکان داده شوند. در صورت پراکندهبودن نمیتوان امکانات درمانی، حفر چاه یا سرویس بهداشتی را فراهم کرد.
یعنی منظور شما این است که ما در اردوگاهها کارهای ریشهای انجام دادهایم؟
بله. ساختار فیزیکی آنجا به این صورت است که شما محیط جنگلی و کشتزار میبینید، رطوبت و بارندگی بسیار زیاد است و سطح آبهای زیرزمینی بالاست؛ برای همین زمین مسطح برای نصب امکانات پیدا نمیشود. فدراسیون اما بعد از سه هفته توانست فضا را مهیا کند. آنچه در بنگلادش دیدیم، یک اتفاق عادی نبود. همه قصد کمکرسانی داشتند، اما فضا آماده نبود. برای همین در ابتدا نیاز به تدارک مکان مناسب احساس میشد. جمعیت هلالاحمر ایران تا این لحظه به خوبی در منطقه فعالیت کرده است. هدف ما این است که بیمارستان سیار نصب کنیم، چون الان شرایط آماده شده است.
ساخت این بیمارستان چقدر زمان میبرد؟
بیمارستانهای ما سیار است و در فضای چادری و کانتینری با تجهیزات پک شده برپا میشود. اینها با هواپیما منتقل میشود. به نظرم با اراده میتوان یک هفتهای بیمارستان را راه انداخت.
در حالحاضر گروه ثابتی از هلال ایران در منطقه حضور دارد؟
بله. دو نفر از جمعیت در آنجا مستقر هستند.
غیر از هلال ایران چه جمعیتهایی در منطقه فعالاند؟
زمانی که من حضور داشتم جمعیتهای قطر و ترکیه درحال فعایت بودند. بقیه افراد هم از ملیتهای مختلف در قالب تیمهای فدراسیون مشارکت میکردند. ما از جمعیتهای پیشتاز بودیم و این مورد خیلی مهم است.
برمبنای چه بازخوردی میگویید «پیشتاز»؟ واکنش مردمی یا تحلیلهای فدراسیون؟
ما بهطور مداوم در جلسهها حضور داشتیم. جمعیت ترکیه هم بود. قطر صرفا کمک مالی میکرد.
یعنی حضور فیزیکی نداشت؟
نه. ما بین مردم بودیم. با آنها همراه میشدیم و حرف میزدیم.
آنها چه میگفتند؟
آنها روهینگیایی حرف میزنند. مردم آرامیاند. انگار با کمبود امکانات بزرگ شده و عادت کردهاند. آنها مردم صبوری هستند. شما به هیچوجه بینشان خشونت نمیبینید. در نگاه اهالی منطقه طلبکاری نیست، نگاهشان مظلوم است و مهربان. آنها خیلی زود با ما ارتباط برقرار کردند. معمولا انتظار آن است که در صحنه حادثه مردم خشنتر باشند، در صورتی که آنجا اصلا چنین چیزی نبود.
وقتی متوجه میشدند که شما از ایران آمدهاید، چه برخوردی داشتند؟
آنها سابقه خوبی در ذهن داشتند. این سابقه حاصل سالها تلاش ایران در خارج از کشور است. وقتی از ما سوال میکردند و میفهمیدند که از ایران آمدهایم، خوشحال میشدند. فرد ٦٠سالهای را دیدم که انگلیسی هم میتوانست حرف بزند، وقتی گفتم ایران، اسم بزرگان ما را آورد. این مسأله عمق ارتباط بین ملتها را نشان میدهد.
ظرفیت هلال بنگلادش برای کمکرسانی به چه صورت است؟
هلالاحمر بنگلادش مثل سایر جمعیتها سیستم توانمندی نیست. با جمعیت ما هم قابل قیاس نیست. بیشتر نقش هماهنگکننده را دارد. مجوزهای لازم را صادر میکردند و محموله را هم تحویل میگرفتند.
همکاری مناسبی با جمعیت ما داشتند؟
بله. ارتباط بین دو ملت قوی است. برای همین، ارتباط بین دو جمعیت هم قوی است.
آقای صفاریه؛ وقتی که شما همراه با نخستین محموله به بنگلادش رفتید، برخی گفتند پخش محموله نمایشی بوده و چیزی در اختیار آوارگان قرار نگرفته است. شما چه جوابی دارید؟
ما در آن سفر ٤١تن بار با خود بردیم. همه این بار را تحویل هلال بنگلادش آنجا دادیم. حتی چینش در انبارها هم جلوی دید ما و با نظارت ما انجام شد. اما به واسطه اینکه معاون وزارت امور خارجه و نماینده مجلس همراه ما بود، از قبل گفته بودیم که ٣٠٠بسته برایمان آماده کنند که تعدادی به صورت نمادین بین مردم پخش شد. این جدای از آن ٤١تن بود. بستهها از محل تهیه شده بود، اما ٤١تن از ایران رفته بود و همهاش بین مردم پخش شد. ما جایگاه خوبی بین ملتهای مختلف داریم. این جایگاه بهسادگی به دست نیامده. سالها زحمت کشیده شده است.
مورد دیگری که میخواهم درباره آن حرف بزنیم، بحث مراکز سلامت خارج از کشور است؛ چند وقت پیش قرار شد در فعالیتهای این مراکز بازبینی صورت گیرد؛ گفته شد که ممکن است حتی برخی از مراکز تعطیل شود و جای دیگری مرکز راه بیفتد...
چیزی که شما میگویید طرحی بود با عنوان «بازطراحی مراکز درمانی خارج از کشور». این طرح تمام شده و به ریاستجمعیت تحویل داده شده است. بعد از اصلاحات باید مجوزهای لازم را کسب کند.
ضرورت این بازنگری در چه بود؟
ما اهداف انساندوستانه را در خارج از کشور دنبال میکنیم. برای رسیدن به این اهداف استراتژیهایی داشتیم که با گذشت ٣٠سال همچنان درحال پیگیری است.
ساخت نخستین مرکز درمانی به چه تاریخی برمیگردد؟
٢٨سال پیش؛ مرکز درمانی هلال در غنا. ما درمانگاههای شلوغی داریم، اما احساس میکنیم در بعضی نقاط باید استراتژیهای جدیدی داشته باشیم و وارد فیلدهای نو شویم. حوزه فعالیت خود را از سختافزاری به نرمافزاری تغییر میدهیم. میخواهیم به جای آنکه صرفا در آن محل بیمار ببینیم، او را آموزش دهیم. پروژه تعریف کنیم. ما قصد داریم فعالیتهای تاثیرگذارتری انجام دهیم. دنبال کارهای آموزشی و تخصصی هستیم. این فعالیتها شروع شده، اما در کنار آن باید مجوزهای لازم داده شود. این مجوزها در قالب بازطراحی تصویب میشود.
یعنی ممکن است مرکزی تعطیل و مرکز جدیدی احداث شود؟
ما ١٤مرکز داریم. اینها همقد هم نیستند. در دو، سه مرکز ضعیف هستیم. ممکن است به تعطیلی برسند، اما فعلا تصمیمی در این خصوص نگرفتهایم.
به چه لحاظ ضعیف هستند؟
مدیریت منابع، امکانات و فعالیتها رکن اساسی را دارد. شاید افرادی که به آن مناطق رفتهاند، نتوانستهاند این مدیریت را انجام دهند. مدیریت محلی ما سست بوده است. آدمها عوض شدهاند، اما نیاز به منابع دارند.
برای مدیریت این مراکز از نیروهای محلی هم استفاده میشود؟
صددرصد محلیاند.
یعنی نیرویی از ایران فرستاده نمیشود؟
ما فقط دو نفر میفرستیم. یک پزشک که رئیس است و نظارت و معالجه میکند و یک مدیر امور عمومی که مسئول بخش اداری و مالی است. بقیه افراد به کشور میزبان تعلق دارند. نگاه ما، نگاه تولید ظرفیت است، یعنی آدمهای آن کشور را در محیط خودمان آموزش میدهیم و برایمان کار میکنند و برای کشور خودشان هم سودمند هستند. این یک ظرفیت است.
پس این امکان وجود دارد که ما در آینده با تعداد مراکز کمتری فعالیت کنیم؟ ١٤تا کاهش پیدا میکند؟
شاید یک یا دو مرکز تعطیل شود. البته این را بگویم که سیاست ما بستن نیست...
فرم خدمترسانی تغییر میکند.
بله، دقیقا. فرم خدمترسانی تغییر میکند و تقویت هم میشود، بهطوری که خدمت مناسبتتری ارایه دهیم. واقعیت این است که ما در همین مراکز هم موفق هستیم. اما برای اینکه خرجودخلمان مقداری به هم نزدیک شود، باید کارهایی انجام دهیم تا بدون وابستگی پیش برویم.
دکتر؛ اینجا مسألهای مطرح میشود، ما همواره با پوشش خبرهایی نظیر فعالیتهای بینالمللی هلال و خدمترسانی در خارج از مرزها، از طرف برخی مخاطبان با این گزاره مواجه میشویم: «چراغی که به خانه رواست، به مسجد حرام است». این گروه معتقدند ما در ایران آنقدر مناطق محروم داریم که رسیدگیهای بینالمللی هلال با علامت تعجب روبهرو شود. شما چه پاسخی برای این افراد دارید؟
دانش دیگری بر سیاست بینالملل و ارتباط بین دولتها حاکم است. من یک پزشک هستم. اما این را میتوانم بگویم که هلال بهخودیخود به کشوری نمیرود تا منابعش را هزینه کند. ما براساس سیاستهای کشور پیش میرویم. برخی از کشورها برای احداث مرکز درمانی درخواست میدهند و این درخواستها بررسی میشود. وظیفه ما طبق اساسنامه ارایه فعالیت انساندوستانه به همه ملیتها و نژادهاست؛ آن هم در راستای قوانین و مصلحتها. وقتی در سطوح بالا این توافق انجام میشود، ما هم با مطالعه میدانی درمانگاه را افتتاح میکنیم. به عقیده من، آنجا هم خانه ما است. اگر حضور بینالمللی نداشته باشیم، حذف میشویم. درحالحاضر اسم ایران در فدراسیون میدرخشد. مصلحت کشور ایجاب میکند که مقداری هزینه کنیم، اما صدها برابر آن وجاهت به دست آوریم. ما منابع ملی را اتلاف نمیکنیم، بلکه به سرمایههای اجتماعی میافزاییم.
در مورد داخل کشور نیز ما همواره با طرحهای مختلف به مناطق محروم میرویم و خدمت میکنیم. مردم ایران با کمک به افراد فقیر در سراسر دنیا خوشحال میشوند. اصلا خودشان مشوق ما هستند. بار دیگر بگویم که این فعالیتهای بینالمللی برای ما از نظر معنوی بسیار سودمند است.
به نظر شما معاونت بهداشت، درمان و توانبخشی هلال با وزارت بهداشت موازیکاری نمیکند و فعالیتهایشان در یک راستا قرار نمیگیرد؟ مثلا در بخش همودیالیز و توانبخشی.
فعالیتها در سطوح بالا طوری تنظیم میشود که این موازیکاری اتفاق نمیافتد. اما نمیتوانیم بگوییم که میزانش صفر است. کارها هماهنگ شده است. اگر وارد بحث همودیالیز میشویم با هماهنگی وزارت بهداشت است. ما یک جمعیت انساندوستانه هستیم که دنبال کمک به انسانهاست. میخواهم بگویم که این فعالیتها سازماندهیشده است. یا مثلا در بخش توانبخشی، ما ٥٥سال است که درحال فعالیت هستیم. خوب هم کار کردهایم. الان هم خواسته وزارت بهداشت این است که جلوتر برویم.
اینطور که پیش میرود، بخش توانبخشی به هلال واگذار میشود...
الان تقریبا این اتفاق افتاده است. تمام تکیه توانبخشی به هلالاحمر است. از ١٠ ستون ٩تای آن در زمین ما است.
هر وقت صحبت از «توانبخشی» میشود، حرف از «بیمه» به میان میآید؛ چون هزینهها سرسامآور است و فرودستان نمیتوانند از عهده آن برآیند.
این مسأله از توان ما خارج است. باید با نظر وزیر و مجلس انجام شود. ما این مشکل را مدام منعکس میکنیم، اما زورمان نمیرسید.
اگر مددجوهایی با ملیتهای مختلف به مرکز توانبخشی مراجعه کنند، همین رسیدگیهای معمول انجام میشود؟ این پذیرش از طرف شما وجود دارد؟
سرلوحه کار ما همین است؛ هم از جهت اصول هفتگانه نهضت، هم از نظر تعالیم مذهبی و هم از نظر قسم پزشکیای که خوردهایم. برای ما ملیت فرقی نمیکند. اتفاقا بچهها رسیدگی بیشتری انجام میدهند، چون احساس میکنند که او مهمان است. واقعا خدمات خوبی ارایه میشود. نگاه همکاران انساندوستانه است. کار در هلال آدمها را میسازد، آنها را مردمی میکند. ما تخفیفهای زیادی میدهیم. منتی هم بر سر کسی نیست. وظیفهمان است. در برخی اوقات هم رایگان کار را انجام میدهیم. مثلا خانمی هست که شوهرش را از دست داده، ٦٥سال دارد، بچههایش هم کنار او نیستند، او به پا نیاز دارد، ما مگر میتوانیم از او پول بگیریم؟
معاونت بهداشت، درمان و توانبخشی هلال چه همکاریهایی با انجیاوهای حوزه سلامت دارد؟
سمنها سازماندهی خاص خود را دارند. ما سعی نمیکنیم تولیت آنها را برعهده بگیریم، چون اصلا در این جایگاه قرار نداریم، اما با این سازمانها در ارتباط هستیم. آنها به مرکز مددجو میفرستند.
یعنی سازمانهای مردمنهاد مددجو را به مرکز معرفی میکنند و شما پیگیریهای لازم را انجام میدهید؟
بله.
در پایان دوست دارم نظر شما را درمورد نقش رسانه در ترویج فرهنگ
داوطلبانه بدانم.
تمام جمعیتهای ملی داوطلبمدار هستند. این سیستم براساس داوطلبی پایهگذاری شده است. جمعیت بدون داوطلب چیزی ندارد. تمام فعالیتها مرهون زحمت داوطلبهاست. هرچه درباره این قشر کار کنیم، کم است. سمتوسوی نهضت هم براساس داوطلبی ایجاد شده است. باید گفت که کار در دست رسانه است. همین که این افراد، این داوطلبان فعال معرفی شوند، دستاورد است. رسانه میتواند نیروهای داوطلب در جامعه تربیت کند.
کوتاه با «مراکز سلامت خارج از کشور»
اداره کل سلامت خارج از کشور جمعیت هلالاحمر براساس اهداف هفتگانه نهضت جهانی صلیبسرخ و هلالاحمر و ماموریتهای محوله، با بهرهگیری از نیروی انسانی کارآمد فعالیتهای متعدد و موفقی را در کشورهای آفریقایی، آمریکای لاتین و آسیایی انجام داده است. براساس این رسالت، هلال ایران در قالب عقد تفاهمنامههای متعدد در کشورهای مختلف جهان اعم از نیجر، کنیا، مالی، ساحل عاج، کنگو، کمور، زیمبابوه، غنا، سودان، تانزانیا، افغانستان، بولیوی، اکوادور، لبنان، سومالی، تاجیکستان، جمهوریآذربایجان و... دارای مراکز درمانی متعددی است. قدیمیترین مرکز در کشور غنا تاسیس شده است و عمده مراکز نیز از سال ١٣٧٠ به بعد تاسیس یا بازسازی شدهاند. در اغلب مراکز خدمات عمومی مانند پزشکعمومی، کلینیکهای تخصصی (دندانپزشکی، مامایی، زایمان، اتاق عمل سرپایی)، داروخانه، پاراکلینیک (آزمایشگاه)، خدمات پرستاری (تزریقات و پانسمان، سرم تراپی و واکسیناسیون) و... ارایه میشود و همچنین خدمات تخصصی مانند جراحیهای خاص و... همودیالیز و نیز در بیمارستانها، دیکلینیکها و مراکز تخصصی ارایه میشود.